السيد محمد تقي المدرسي (مترجم: آرام)

12

تفسير هدايت (فارسى)

و مثال ديگرى از واقعيت طبيعت اين است كه كارشناسان پس از انديشيدن و آزمودن و برنامه ريختن ، ماهوارهء آپولو 13 را به فضا روانه كردند ، و پس از آن كه به جاى معين شده رسيد ، از عمل بازماند ، و همچنين امريكا از لحاظ نظامى خواستار تحميل كردن جنگى بر ايران شد و همهء احتمالات و آمادگيها را براى مواجههء با آن در نظر گرفت ، ولى پس از اجرا كردن آن شكست نصيب ايشان شد ، و هواپيماهاى ايشان همچون برگهاى درختان در پاييز در صحراى طبس سقوط پيدا كرد . . . و اين همه نشان مىدهد كه براى قدرت داشتن نسبت به هر امر حدى وجود دارد ، بلكه اين حد و مرز از خود انسان آغاز مىشود كه علاوه بر از دست دادن قدرت نسبت به عملى ، سيطره و تسلط بر خويش را نيز از دست مىدهد ، و بسا هست كه توازن ذهنى او مختل مىشود يا چيزى در بدنش از كار خود باز مىماند . از حوادث روزانه معلوم مىشود كه گاه صدقه‌اى كه شخص در آغاز روز مىدهد يا كار نيكى كه به آن مىپردازد ، او را از حادثهء كشنده‌اى كه در آن روز پيش مىآيد ، نجات مىدهد ، در صورتى كه روزى ديگر بر اثر حادثه‌اى جزئى چشم از جهان فرو مىبندد . آيا چنين نيست ؟ پس يك نيروى غيبى وجود دارد كه تدبير كارهاى ما به دست او است ، و هيچ چيز در دنيا به نام تصادف وجود ندارد ، بلكه اينها همه تدبيرهاى الاهى است كه بر بالاى خواستها و سنّتها قرار گرفته است . در خبر است كه امير المؤمنين ( ع ) از كنار ديوار كج شده‌اى مسير خود را تغيير داد و چون گفتند كه : اى امير مؤمنان ! آيا از قضاى الاهى مىگريزى ؟ گفت : « از قضاى الاهى به قدر او مىگريزم » « 1 » ، پس قدر خدا آن است كه ديوار كج فرو خواهد ريخت ، و آن كس كه در كنار آن بماند زيان خواهد ديد ، و خدا به انسان خردى بخشيده است كه به مدد آن از اين حقيقت آگاه مىشود ، و اما قضاى او عبارت از آن است كه در / 15 عقل و خرد آدمى چيزى همانند تكانى برقى به وجود مىآورد كه سبب برانگيخته شدن او و به ياد آوردن آن حقيقت است ، و دور شدن

--> ( 1 ) - بحار الانوار ، ج 5 ، ص 97 .